چنار(نام علمی:platanus onetalis )


چنار آمره در منطقه‏ای با طول جفرافیایی32.34 و عرض جغرافیایی 50.10 در ارتفاع 2050 متری از سطح دریا در مرکز روستا در کنار مسجد، حمام،حسینیه و در کنار میدان‏گاهی اصلی قرار دارد.

شناسنامه درخت:

قطر یقه: 380 سانتیمتر

دوقطر عمود بر هم تاج:21*22

ارتفاع ناحیه تاج :80/2

درخت زنده و سالم و تنه از داخل تهی شده است و زاد‎آوری طبیعی ندارد.سن تقریبی درخت هزار سال برآورد می‏شود.(منبع:درختان کهن‏سال قم،نشریه داخلی اداره جهاد کشاورزی، سال 1383)

***

گذشته از این اطلاعات علمی، چنار آمره حکایتی عجیب و پیوندی عمیق با روح و جان و شکل گیری روستا دارد؛ به گونه‏ای که می‏توان قدمت آن را غیر قابل محاسبه دانست زیرا چنار حالت چوب‏پنبه‏ای دارد و بر خلاف تمام درخت‏های دیگر از طریق بافت‏های میانی‏اش نمی‏توان قدمت آن را محاسبه نمود لذا خود کارشناسان هم سن آن را تخمین زده‏اند که از نظر ما بی‏شک اشتباه است.

اما مهم‏تر از تمام این معرفی‏های ظاهری و علمی این است که بدانیم چنار از قبل از اسلام برای ایرانیان مقدس و مورد احترام بوده‏است، و دلیلش پوست‏اندازی درخت است که در اسطوره‏های ایرانی" نماد تجدید حیات و نوشدن زندگی" است ؛درست به همین دلیل است که معمرین نقل می‏نمایند که حتی از نواحی لرستان به زیارت این درخت می‏آمدند اما سالی از سال‏ها یک نفر از ایشان از درخت بر زمین افتاد و پس از آن دیگر به زیارت درخت نیامدند و شاید به همین دلیل است که هنوز هم اهالی این درخت را نظر‏کرده و محترم می‏دانند و از آسیب رساندن به آن و بریدن شاخه‏های قطورش پرهیز می‏نمایند.

نقلی دیگر که چنار را عصا یا چوب‏دستی امام‏زاده یا سیدی می‏داند که آن را در کنار مسجد نهاده تا نمازی بگزارد اما چون بازمی‏گردد آن را سبز می‏یابد و دیگر آن را به حال خود رها می‏کند نیز دلیلی دیگر بر قداست درخت، در ذهن تاریخی و اسطوره‏ای اهالی و نشانی از پیوند معنادار رنگ سبز،حضورمعنوی امام‏زاده یا سید(با توجه به این‏که آمره امام‏زاده و سید ندارد)،مسجد و نماز در کنار یکدیگر است ؛ وقتی به این علایم، سبزشدن چنار را هم بیفزاییم، تمام تکه‏های پازل را در یک جا خواهیم داشت.(قدیمی‏تر ها به یاد دارند که در ورودی مسجد قدیمی درست در کنار تنه چنار به سمت قبله(جنوب) واقع شده‏بود).

با تکیه بر تمام این شواهد می‏توانیم بگوییم که هسته‏ی اولیه روستای آمره ،متشکل بوده است از قنات سرآو،مسجد،چنارو حمام (البته نه مسجد و حمام فعلی و نه حتی مسجد و حمام قدیمی که هر دو پس از انقلاب تخریب و بازسازی شد)بلکه حمام و مسجدی که ما از آن اطلاع دقیقی در دست نداریم.(زیرا می دانیم که طبق کتیبه‏ای که تا چند دهه قبل در حمام نصب بوده ،شخصی به نام سید حسن چاروادار زمین حمام و مسجد قدیمی را در سال  608 یا 612ه.ق وقف نموده‏است)

 از دیگر جنبه‏های تقدس چنار این است که مانند تمام اماکن باستانی ،منسوب به حفاظت از بزی طلایی در زیر ریشه‏های خویش است و در طول عمر خویش خیالبافانی را با سودای استخراج این گنج عظیم به کندن تونل و رنج بهانه تراشی و پنهان‏کاری  واداشته و البته دست خالی بازشان گردانده است ؛ غافل از این که تمام این حکایات ، بیانگر تقدس اسطوره‏ای چنار است.

چنارآمره در طول عمر خود چندین بار دچار آتش‏سوزی شده و در حدود 20 سال قبل ،چندین شبانه‏روز در آتش می‏سوخت اما سرانجام به کمک اهالی با شن و ماسه خاموش گردیدو بقایای آجر ،شن و ماسه هنوز هم در بخش جنوبی چنار دیده می‏شود.

***

از تمام این تعاریف علمی و اعتقادی و اسطوره‏ای که بگذریم ؛ در نظر تمام اهالی و ساکنان  منطقه

 "چه خوشه آمره سایه پاچنارش    /    چه خوشه وازی کری وا زلف نگارش

و به راستی که آمره را به پای چنارش می‏شناسند و می‏شناسیم و به قول قدیمی‏ها سایه‏اش آن‏چنان دامن‏گیر است که بسیاری را از ادامه‏ی کار و  زندگی در شهر بازداشته و به آمره برگردانده است و یا حتی در آمره به بی‏کاری کشانده است.

***

             مسجد و کوچه‏ها و منازل  آن چنان این عروس  را در برگرفته‏اند که به راحتی تمام‏نما خودنمایی نمی‏کند و تهیه یک عکس کامل از آن به سادگی ممکن نیست؛ شاید عکس‏ زیبایی که در مسافرت اخیر، همسرم خانم صدیقه کریمی از چنار گرفته بخشی از این کمال را منعکس نماید.

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۸۹ساعت 1:25 توسط حسن عادل خانی |