کَفده خُل(کفته خُن)
لطفا با دقت به سیر تغییر و تحول واژهی زیر نگاه کنید:
کفده خُل ---- کفته خُل ---- کفته خُن ---- کفتر خان----- کبوتر خان ---- کبوتر خانه
کاملا درست متوجه شدهاید ؛ موضوع نوشته سیر تحول لفظی و معنایی یکی از مناطقی است که در شمال شرقی آمره ، در کنار جاده اشگان ،در دامنهی کوه قلعه مُر واقع شده است .

عکس از : آقای علی مبشری
شاید ریشهشناسی (ethymology) نام مکانها یکی از دشوارترین شاخههای کار زبانشناسی باشد ؛ دشواری این روند زمانی خود را بهکمال نمایان میسازد که بدانیم ریشهشناسی ترکیبی از زبانشناسی، تاریخ، جامعهشناسی،مردمشناسی و... است که امروزه به چند رشتهای مشهور هستند.
اما حکایت ریشهشناسی (واژگاننگاری) واژهی کفده خُل از زمانی آغاز شد که به مناسبت پژوهشی که در دست دارم مقالهای را به نام "کبوتر خانههای خمین" تالیف دکتر مرتضی فرهادی مطالعه نمودم، در ذهنم سوالی پدید آمد که آیا در آمره هم کبوتر خانهای وجود داشته یا نه؟ ناگهان پاسخی جرقهوار درخشید که شاید در کَفده خُل چنین موضعی وجود داشته باشد؛
وقتی موضوع را با آقای علی مبشری دوست قدیمی و همکار فعلی در وبلا گ مطرح کردم ایشان هم راهنمایی و تایید نمود که بیشک کفدهخُل با کبوترخانه ارتباط دارد و قرار بر این شد که بازدیدی از محل به عمل آید تا صحت و سقم مطلب بیشتر بررسی شود ؛ اما در بازدید از محل هیچ اثری از سازهی دست بشر که حاکی از ساخت کبوترخانه باشد به دست نیامد لیکن صخرههای آن مملو از حفرههایی است که برای زندگی کبوترهای وحشی مناسب به نظر میرسد؛
همچنین پرسشهای مکرر از معمرین هم حاصلی در برنداشت جز این که در مواردی ظاهر واژه را اصل پنداشته و این مکان را سوراخ کفتار تعبیر مینمودند که بهوضوح بیراهه می نمود( زیرا در این ترکیب خُل دگرگون شدهی خُن است نه اصل واژه که در گویش آمره سوراخ معنی میدهد)
و خوشبختی عظیم زمانی حاصل شد که درپاورقی مقالهی مذکورص 23 کتاب خواندم که :"کبوتران چاهی در چاهها و مغارها و یا پرتگاههای کوهستان (سختان کوه)لانه کرده و بدین طریق گاهی کبوترخانههای طبیعی به وجود میآید،مانند غار "خداآفرین" در کوه سرخ روستای خرآوند خمین؛ یکی از پیرمردان روستای رباط کفسان میگفت: از کوهی به نام شنستان – واقع در جنوب غربی رباط کفسان- سالیانه در حدود 1200 کیلو کود کبوتر به ده میآورده است"گویا این روش در جاهای دیگر ایران نیز رواج دارد "... و کود کبوتر را که کمیاب ولی بسیار نافع است از جاهای دوردست، یعنی تپهها و کوهها و خابههای متروکه به دست میآورند. صادق همایونی،فرهنگ مردم سروستان،ص 30 "(نامه کمره-ج2-دکتر مرتضی فرهادی- تهران – امیرکبیر-1369 )
با این توضیح مشخص میشود که احتمالا در گذشته(مثلا هنگام نامگذاری این مکان ) درحفرهها و مغارهای این محل کبوتران وحشی بسیاری ( که در آمره به کبوتر چاهی مشهورند) لانه داشته و به مناسبت حضور آنها ،این مکان را کفتر خان نامیدهاند و این واژه در طول قرنها مراحلی را از سر گذرانده که نگاهی دیگرباره اما معکوس این تغییر و تحول را در زبان و گویش عامیانه شیرینتر از قبل بازگو مینماید:
کبوترخانه ---- کبوترخان ---- کفترخان ---- کفترخُن---- کفتهخُن ----کفتهخُ ---- کفتهخُل
البته همانطور که از نقل قول بالا پیداست علت اصلی ساخت کبوترخانه استحصال کود کبوتر برای استفاده در کشتهای بهاره از جمله جالیزارها بودهاست .
در مورد شکار کبوتر چاهی هم باید اشاره شود که تا چند دهه قبل شکارچیان در فصول پاییز و زمستان که فصل تخمگذاری و جوجهپروری نبوده به شکار کبوتر در حفرههای معدن و چاههای قنات قوتان مشغول بودهاند و از این شکارها حکایات عجیب نقل مینمایند و باورهای عجیبتری در این باره داشتهاند که به پارهای از آنها اشاره میشود:
ازجمله این که کلا شکار کبوتر چاهی را شوم و بدیمن و نوعی از کبوتران یکدست سفید را همزاد جن و پری میدانستند و حتی در مواردی از خنده کبوتر در دست صیاد یا سخن گفتن او با صیاد یا دنبال نمودن صیاد و... نقلهایی دارند که در فرصتی مناسبتر به آنها خواهیم پرداخت.
دریغم آمد که هنگام اشاره به این مکان به آدابورسومی که سالهای سال در این مکان برگزار میشده و تا همین اواخر ادامه داشته اشاره ننمایم:
از روزگار باستان تا یکی-دو دهه قبل ،در آمره مرسوم بود که روز سوم عید تمام اهالی در فضای باز بیرون از روستا تخممرغ بخورند( البته انواع آن را به نامهای توّه towwa تخممرغ نیمرو - توّه آوشمکَ towwa awweshmaka تخممرغ آویشنی- توّه عروسه towwa aruse تخم مرغی که زرده و سفیده آن آمیخته باشد– توّه گل اشتره towwa gole oshtore تخم مرغی که گلهای کوهی و خودرو در آن است و ...) ساکنان قسمت شمالی و شرقی روستا در این مکان این مراسم آیینی را برپا مینمودند و تفرجگاه روز سوم عید برای ساکنان بخشهای جنوبی و غربی در محلی به کمرک شوپرک بود.
این رسم شورانگیز را من و همسالانم کاملا به یاد داریم.