***
ای "پیردرخت" با صلابت
ای مظهر بخشش و سخاوت
افراشته در قرون و اعصار
بیدار به شب ، به روز هشیار
ای پیر شریف بی توقع
کو آنکه ز توست بی تمتع
ای شاهد زنده ی وقایع
هم ناظر جشن و هم فجایع
در سینه چه ها نهفته داری
بس گفتنی نگفته داری
همدرد غریب و خستگانی
غمخوار زپا نشستگانی
هر برگ تو ، یک زبان گویاست
مشکل ز زبان نفهمی ماست
در پاسخ اینهمه عطوفت
بر تو چه گذشته ، جز خصومت
با آنهمه ضرب و زخم کاری
دردت ز کسان ، نهفته داری
گر خوف نباشدم ز تکفیر
هر روز کنم طوافت ای پیر
در آمره ، تا بود تَوَطُّن
لطفا تو بمان ، مقاومت کن
1396/9/26
