سابقهی قالیبافی در آمره(قسمت دوم)

تاریخ دقیق آغاز بافت اولین فرش بهدرستی معلوم نیست بسیاری از محققین باستانشناس این سابقه را به قرنها قبل از اسلام نسبت میدهند؛ در متون تاریخی سابقهی فرش را به دورهی ساسانیان منسوب مینمایند،زمانی که خسرو آرزو نمود که در فصل زمستان و سرما هم منظرهی زیبای باغ و بوستان و انواع میوهها و شکارگاهها را پیش چشم داشته باشد و هنرمندان دربار پس از مشورتهای بسیار به او قول دادند سفرهای برایش تدارک نمایند که هر گاه آن را بگشاید خاطرش شاد شود ؛
خاقانی در قصیدهی معروف ایوان مداین با اشاره به همین مسئله میگوید:
پرویز به هر بومی زرین تره آوردی کردی ز بساط زر زرین تره را بستان
پرویزکنون گم شد زان گم شده کمترگو زرین تره کو بر خوان؟رو کم ترکوا برخوان
در آمره نیز از گذشتههای دور ، دارقالی به عنوان یکی از لوازم ضروری زندگی،در کنار دیگر وسایل حضور دایمی داشته و یکی از هنرهای زبانزد دختران به همراه نانبندی و ماستمایهزدن و خانهداری و... آراستگی به هنر قالی بافی بوده است.
روند تهیهی قالی
از قدیمالایام خانوادههای صنعتگر آمره تمامی مراحل تهیه قالی از جمله مواد اولیه و... را خود بر عهده داشته و به راستی خودکفا بودهاند.؛ به این ترتیب که:
ابتدا گوسفندان را در فصل پشمچینی میشستند،سپس در روزی مخصوص پشم گوسفندان را میچیدند(میبریدند)، مجددا پشمها را کامل میشستند و میخشکاندند و زنان در اوقات فراغت با دوک و چرخ تودههای پشم (پیلیه) را میریسیدند و کلاف مینمودند سپس خامهها را برای رنگرزی به یکی از رنگرزهای آمره که احتمالا همسر خودشان بوده میسپردند.(در مورد صنعت رنگرزی آمره بعدا مفصلا توضیح داده خواهد شد).
تهیهی رنگ خامهها هم تا همین اواخر که رنگهای صنعتی و شیمیایی وارد نشده بود با مواد گیاهی در خود آمره صورت میگرفت.
سپس نوبت به تابیدن نخهای تار و پود قالی میرسید که آن هم به دور درخت یا دو چوبی که موازی یکدیگر بر زمین محکم مینمودند و چند روز به همان صورت میماند تا محکم تابیده شود سپس آن را باز و کلاف میکردند و برای برپا نمودن قالی به قالیبارکنها میسپردند.
در گذشتههای دورتر زنان آمره نوعی قالی زمخت میبافتهاند که به دقت و ظرافت کمتری نیاز داشته و قیمت چندانی هم نداشته و به قالی "آمره " یا "خرسک" موسوم بوده است ،
این قالی در اندازههای 2*1 ،3*1 ،2*3 با عناوین قالی بالا،قالی کناره یا کنارفرش،قالی ذرع و نیم و میانفرش شناخته میشد.(منتظر عکسهای این قالیها باشید).
اما در حدود اواخر دههی سی فرشی ظریفتر و گرانتر در طرحها و نقشههای گوناگون جای آن را گرفت که" نخفرنگ" نامیده میشد و بیشتر نسل جوان به آن روی خوش نشان دادند و مسنترها هرگز بافتن آن را نیاموختند .
به ثمر نشستن این قالی مدت بیشتری طول میکشید اما گرانتر از فرش سنتی آمره به فروش میرسید.
با روند سیلآسای مهاجرت در دهههای پنجاه،شصت و هفتاد و از رونق افتادن بازار صادرات فرش، بافت فرش همانند دیگر صنایع دستی از رونق افتاد و شاید به جرئت بتوان گفت که امروزه تقریبا در هیچ خانهای دارقالی فعال برپانیست و خانوادهها آموزش قالی بافی را به دختران خود لازم نمیدانند زیرا پرداختن به این هنر را به نوعی نیازمندی یا فقر تلقی مینمایند و حتی گاهی از یادآوری زمانی که خود قالی بودهاند نیز احساس ناراحتی مینمایند و نسل گذشتهی دخترانی که قبل از ازدواج در خانهی پدری قالیباف بودهاند یادآوری آن را کسر شان خود میدانند. (ادامه دارد.)
عکس از:آقای علی مبشری