اصطلاحات و ابزارهای قالی بافی (قسمت چهارم)


عکس از :آقای علی مبشری

 در قسمت‏های گذشته با مطالبی از قبیل سابقه و برخی اصطلاحات مربوط به قالی‏بافی با تکیه بر فرهنگ و گویش آمره آشنا شدیم ؛در این قسمت برآنیم تا با نام اجزای تشکیل‏دهنده و برخی دیگر از اصطلاحات مربوط به حوزه‏ی قالی‏بافی بیش‏تر آشنا شویم:

 تیر دار: چوب‏هایی از جنس درختان مقاوم از جمله چوب درخت وِز(نارون) که در چهارسوی کارگاه یا دار قالی استفاده می‏شود و در هر یک از اضلاع، نامی خاص دارد که در ادامه بدان‏ها اشاره می‏شود.

 زیردار:چوب افقی پایین دار قالی‏

بغل‏دار:تیرهای چوبی عمودی دو سمت دار قالی

سر دار: چوب افقی بالای دار قالی

رسنه زیردار:طناب محکمی که رشته‏های قالی را به آن می‏بندند.

زیرداردرچیئن:محکم نمودن رشته‏هایی در جوب زیر دار تا بتوان تارها را به آن متصل نمود. 

مِردونکَ:نردبان کوچک فلزی یا چوب‏هایی که تخته قالی را بر روی آن می‏نهند.

بازگ:تکه چوبی که جهت محکم شدن تارها به دار قالی چوبی می‏زنند.( از آقای محمدی نیک به خاطر یادآوری این اصطلاح تشکر می‏شود.)

میخ قالی:باری تغییر ارتفاع تخته بر روی قالی و دوندان چله مورد استفاده قرار می‏گیرد.(با تشکر از تذکر مهندس مبشری).

غُلُفَه:خرفه، تکه چوبی از جنس نی که پس از بافتن هر رج قالی به سمت بالا و پایین حرکت داده می‏شود تا پود چپ و راست از میان رشته‏های عمودی قالی عبور داده شود.

 کلافیَه ورپیتن: تبدیل نمودن نخ‏های کلاف خامه به حالت گلوله‏ای تا برای آویختن مناسب باشد.

 تختَه قالی: تخته‏های که برای نشستن بافندگان بر روی پایه‏های نردبان قرار می‏گیرد.

نالیئک سرتخته:تشکچه یا زیرانداز کوچک و نرمی که بر روی تخته قالی قرار می‏دهند.

 چو کُجّی: چوبی که نخ‏های قالی به آن پیچیده می‏شود و با بافت قالی به قسمت بالاتر منتقل می‏شود.

کجی درچیئن:بافتن رشته‏های نخ بر چوب متحرک برای عبور دادن تار از لابلای آن.

 ورآوردن: قیچی نمودن خامه‏های اضافی در هر رج قالی

خُوار هاکردن: شانه زدن رشته‏های خامه بافته شده در هر رج که با شانه یا اره کوچک صورت می‏گیرد.

قالی هاکَر: قالی بارکن ،فردی که رشته‏های قالی را بر روی دار قالی  می‏بندد .

 قالی هاکَردن(وه بار وَندَن): قالی‏بارکردن

چله دونان:پیچیدن رشته‏های تار فرش به دور دو یا سه تکه چوب یا میخ یا دو درخت موازی برای حالت گرفتن یا کشیده شدن و محکم شدن و آماده شدن برای شروع کار قالی بارکردن آن.

نقشه وَرگِتَن: نقشه‏خوانی، بافتن قالی از روی نقشه که کار استاد کارها است. هنگام نقشه‏خوانی و برگرفتن الگوها به‏کرّات با اصطلاحاتی از قبیل: دو وال سه بَگیر: دو خانه رها کن سه خانه بباف و ... اصطلاحاتی که نشان می‏دهد باید چند خانه بافته و چند خانه رها شود شنیده می‏شود.

دی دونان:با سرعت و بدون معطلی قالی بافتن.

ورچیئن:پایان کار قالی‏بافی پس از بافتن مقدار رج تعیین شده برای یک روز.

در حین بافتن قالی برای تشویق هم‏کاران و ایجاد انرژی بیش‏تر و گوشزد نمودن اصل صرفه‏جویی و سرعت عمل گاهی به طنز و گاه از روی جد اصطلاح "تند و کُل و جفت" یعنی سریع  و کوتاه و دقیق بافتن رشته‏های خامه یادآوری می‏شود.

مهم‏ترین ابزار مورد استفاده در قالی‏بافی عبارتند از: چاقو ،قیچی،شانه، اره کوچک،نقشه،نیم‏گز

+ نوشته شده در یکشنبه دوم آبان ۱۳۸۹ساعت 19:29 توسط حسن عادل خانی |