گزارش تصویری روز یادمان شهدا(روزی با شهدا)


آهسته از غبار گذشتند                     یاران بردبار گذشتند

از مرزهای روشن دیدار                  روزی هزار بار گذشتند

مثل نسیم بی‏خود و سرمست       از سیم خاردار گذشتند

با یک بغل اشارت و لبخند            از مرزهای انتظار گذشتند

مثل ترنم شب یک رود               بر خواب کوهسار گذشتند

بر صخره‏های ساحل خاموش        چون موج انفجار گذشتند

"عبدالجبار کاکایی"


به لطف خداوند و با تلاش بی‏شائبه‏ی تمامی دست اندر کاران، مجلس بسیار با شکوه اولین یادمان شهدای روستای آمره روز پنج شنبه مورخ 18 آذر ماه 1389 مصادف با سوم محرم‏الحرام حسینی، با حضور گرم و فعال خانواده‏ی محترم و معزز شهدا،مسئولین بنیاد شهید(مدیر کل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قم،رییس بنیاد شهید ناحیه دو و معاونین ایشان)، بخشدار محترم خلجستان،روسای ادارات دستجرد(آموزش و پرورش،نیروی انتظامی، بانک‏ها و...)،شوراهای محترم روستاهای خلجستان و اهالی قدرشناس روستا ساعت 10:45 صبح با قرائت آیاتی از قرآن کریم توسط حاج محمد جعفری در تکیه‏ی امام حسین (ع)آغاز گردید.



سپس آقای سعیدی مسئول محترم شورای اسلامی طی سخنان کوتاهی ضمن عرض خیر مقدم به حاضران ،فرصت را غنیمت شمرده ،پیشنهاد ساخت نماد یادمان شهدای آمره را در محل گل‏زار شهدا ارایه نمود و از مسئولین محترم بنیاد شهید خواستار مساعدت لازم  گردید.



در ادامه حاج عباس جوشقانی که زحمت اجرای برنامه را نیز تقبل نموده بود با صدای شورانگیز خود ، فضای معنوی وصف ناپذیری را خلق نمود و ضمن روضه‏خوانی برای شهدا با اشاره به مصائب امام حسین(ع) و یارانش چشمان اشک‏بار و دل‏های محزون مومنین را به شنیدن سخنان حجت‏الاسلام و المسلمین حاج شیخ علی مبشری دعوت نمود.



حاج آقا مبشری نیز ضمن تقدیر از حضور میهمانان ، طی سخنانی تمامی ملت ایران را وام‏دار خون شهدا دانست و این گونه ادامه داد:" برنده‏ واقعی دوران انقلاب شهدا هستند که با جان خویش به فیض عظیم شهادت نایل شدند و بازنده‏ی حقیقی ما هستیم که از این قافله جا مانده‏ایم."

ایشان هم‏چنین با اشاره به سخنان برخی از مخالفان اسلام در صدر اسلام که کشته شدگان در راه خداوند را مرده می‏دانستند و در  رد توهم آن‏ها آیاتی از قرآن نازل گردید که آنان را لا یشعرون لقب داد؛ افزود:"طبق نص صریح قرآن حیات طیبه الهی نصیب همین شهدای گران‏قدر گردیده اما ما به دلیل درک اندک خود از فهم آن درجه‏ی رفیع عاجزیم.

ایشان در ادامه با ذکر خاطره‏ای که به گفته‏ی خودشان برای اولین بار آن را نقل نموده است افزود:" در اوج ناامنی‏های ابتدای انقلاب که گاهی تا 48 ترور در شهر تهران اتفاق می‏افتاد و از جلوی درب زندان اوین تا ورودی ساختمان ،مسئولین را از درهای گوناگونی وارد می‏نمودند و گاهی در آخرین لحظات محل جلسات را تغییر می‏دادند؛و امام(ره) حضور در جبهه را واجب دانسته بودند ، برای کسب تکلیف به محضر امام(ره) رسیدم و عرض نمودم به دلیل ضعف بینایی حضور در صحنه‏ی نبرد برایم مقدور نیست ولی اگر اجازه بفرمایید توان تبلیغات را در خطوط مقدم جبهه‏ها دارم که ایشان دستور دادند در تهران بمانم زیرا خود تهران آن روز هم امن‏تر از جبهه‏ها نبود."

ایشان سپس با قدردانی از خانواده‏های شهدا با ذکر مصایب عاشورا به سخنان خود پایان داد.

در ادمه‏ی برنامه، پخش بخش‏هایی از وصایای شهید محمد آقا‏میرزا با صدای محکم و حماسی خود که با قرائت آیه‏ی 169 سوره آل‏عمران به پدر و مادر خود اطمینان می‏داد که هرگز نمرده‏است بلکه روحش از جسمش جدا شده و از نعیم پروردگارش بهره‏مند گردیده پس برای او نگران نباشند ؛ شور و حال و معنویت عجیبی به مجلس بخشید.



در این هنگام با حلول وقت اذان ظهر،با نوای آسمانی اذان جناب جوشقانی نماز جماعت به امامت حاج آقا مبشری منعقد گردید.



در ادامه حاج علی بزرگواری – پدر شهید محمود بزگواری- به نمایندگی از خانواده‏های شهدا، ضمن سخنان کوتاهی مقام والای شهدا را والاتر از درک ما دانست و از برگزاری جلسه تقدیر نمود.






سپس از مسئولین دعوت شد تا با حضور در جایگاه، لوح تقدیر و عکس تابلو یادمان شهدا را به همراه یک جلد کتاب فرهنگ شهادت تقدیم خانواده‏های معزز شهدا نمایند.





پس از تقدیم هدایا،  با حضور در پاچنار،که  با نوای خاطره‏انگیز یاد امام و شهدا ... که توسط مداح اهل بیت چاشنی گرفته بود ضمن قربانی گوسفند ، رونمایی از تابلو شهدا با دستان مبارک پدر شهیدان-محمد آقامیرزا و محسن مسعودی – صورت گرفت.





سپس با عکس یادگاری خانواده‏های شهدادرکنار تابلو یادمان و صرف ناهار این جلسه‏ی معنوی و به یاد ماندنی به پایان رسید.



نمی‏توان این مطلب را به پایان برد و به این نکته اشاره ننمود که بی‏شک عنایت ویژه‏ی خود شهدا بود که این مجلس را این‏گونه شکوهمند و باوجهه به پیش برد ؛ نور معنویت و عنایت و مدیریتی که موجب شده بود همگان با عشق در جلسه شرکت کنند؛ از سخنران تا مداح و مدعوین و خانواده‏ها و اهالی محترم.

از حاشیه‏های این مجلس شکوهمند ،اشاره به نام جانبازان سرافراز آمره ،هنگام اهدای هدایا به خانواده‏های محترم شهدا بود که اندیشه‏ی تجلیل از جانبازان روستای آمره در آینده را شکل داد که به لطف خداوند عملی خواهد گردید.

از دیگر حاشیه‏ها اشارات یکی از مسئولین اداره ارشاد اسلامی بود که خود را کارشناس برگزاری یادواره‏های شهدا معرفی نمود و به صراحت گفت:" تا کنون یادواره‏ای با این عمق و معنویت ندیده بودم زیرا کم‏تر کسی می‏تواند مرا بگریاند اما در این محفل سیر گریستم."

اما بسیار بدیهی است که برگزاری این محفل یک بار دیگر قدرت هم‏فکری و هماهنگی کار گروهی را به نمایش نهاد ؛ چرا که به برکت خون شهدا تمامی عوامل ؛از آشپزخانه و تدارکات و اجرایی و... در گم‏نامی کامل -همانند خود رزمندگان- با عشق و علاقه ،بیش از حد وظیفه و انتظار ظاهر شدند که ضمن سپاس از تمامی عزیزان ،این جسارت را به ما می‏بخشد که بتوانیم  در راه احیای ارزش‏ها و سربلندی هر چه بیش‏تر زادگاه خود گام‏های بلندتری برداریم. 

خداوندا ما را قدردان خون شهدا بنما و لیاقت نوشیدن از تسنیم شهادت را نصیب ما بفرما.


تقدیم به تمامی شهدای جاوید‏الاثر(مفقودالاثر)

به‏ویژه شهیدان محسن مسعودی،قاسم رشیدی و حمیدرضا حاج حسین‏علی

                 و آتش چنان سوخت بال و پرت را                     که حتی ندیدیم خاکسترت را

                 به دنبال دفترچه‏ی خاطراتت                           دلم گشت هر گوشه‏ی سنگرت را

                 وپیدا نکردم در آن کنج غربت                           به جز آخرین صفحه‏ی دفترت را

                 همان دستمالی که پیچیده بودی                     در آن مُهر و تسبیح و انگشترت را

                 همان دستمالی که پولک نشان شد                و پوشید اسرار چشم ترت را

                 همان دستمالی که یک روز بستی                   به آن زخم بازوی هم‏سنگرت را

                  کجا می‏روی ای مسافر درنگی                       ببر با خودت پاره‏ی دیگرت را

"محمدکاظم کاظمی"



عکس ها از: آقای علی مبشری

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم آذر ۱۳۸۹ساعت 8:12 توسط حسن عادل خانی |