بدرقه میهمان با کوزه و خاکستر
کمتر کسی است که تاکنون در مورد نحوست ماه صفر سخنی نشنیده یا نخوانده باشد ؛ شاید یکی از دلایل این پندار وجود حوادث دردناکی ؛از جمله شهادت امام حسن(ع) یا وفات پیامبر اکرم(ص) در این ماه است.
همین نامبارکی موجب شده مردم به عناوین گوناگون درصدد برطرف نمودن نحوست آن باشند؛ مطلبی که موجب شده آداب و رسوم متنوعی شکل بگیرد.
یکی از این رسمها بدرقه ماه صفر پس از بیست و هشتم ماه صفر بودهاست.
حتما همگی دیده یا شنیدهایم که مسافر یا میهمان را با آب و آیینه و قرآن بدرقه مینمایند که همگی دال بر آرزوی سفری امن و روشن و بازگشتی سریع میباشد ؛آب نماد روشنی ؛ آیینه تصویرگر بازگشت وارونه مسافری است که در حال رفتن است و قرآن هم محافظ مسافر.
اما این بار با مسافری مواجهیم که با آیینی دیگرگونه آرزوی رفتن و برنگشتن او به نمایش درمیآید.
به این ترتیب که به جای آب و آیینه و قرآن ، کوزهای را بر بام میبردند و از بالای بام بر زمین میانداختند و به اصطلاح آمره (کوزّه ها دُمَش اِتِشگِنِنِه: کوزه پشت سر او میشکنند) اما نهایت این احساس بیزاری زمانی نمود پیدا میکرد که به جای آب ،پشت سرش خاکستر میپاشیدند.
و به وضوح پیداست که خاکستر نماد آرزوی بدبختی و شومی برای ماه صفر است ؛ و شاید نفرینی با این مضمون که انشاءالله بر خاکستر گرم بنشینی چراکه ما را خاکسترنشین کردی و ...
با تمام این احوال امروزه از این رسم اثری باقی نمانده و بنا به قولی ، ممانعت مرحوم حاج شیخ حسنعلی پیشوا با این رسم و نکوهش آن و اصرار بر برانداختن آن موجب شده که مردم با پیروی از این روحانی عظیمالشان آن را برای همیشه کنار بگذارند.
(ناگفته نماند که در روستاهای فراهان مراسمی به نام کوزه شکنی دارند که دلیل اصلی آن برگزاری مراسمی مفرح، به منظور شکستن کوزههای قدیمی و فرسوده است؛ایشان داخل کوزه تعدادی سکه (البته سکههای 50 و 100 تومانی قرار میدهند تا بچهها تشویق شوند برای یافتن سکه ،تکههای کوزه شکسته را جمعآوری نمایند.)