گاه‏شماری (تقویم) آب(ق6)

پنجاه‏و چارم برود /میش گر و گورم بچرد

در قسمت‏های پیشین دیدیم که از نگاه انسان مالوف با طبیعت ؛ نقاط عطفی در ایام سال وجود دارد که تغییر آب و هوا ،مهم‏ترین شاخصه‏ی تعیین آن است.

به راحتی می‏توان دریافت که در نگاه گذشتکان هر 18 روز یک‏بار در هستی تغییر محسوسی پدید می‏آید(18 زمستان نفس پنهان،36 زمستان نفس آشکار ، 54 زمستان آغاز زسمی سربرون آوردن سبزه از زیر برف و خاک).

البته در این میان نباید از نقش 40 غافل ماند ؛چرا چله کوچک و بزرگ ،تقسیم‏بندی دیگری است که ؛چار چار در نقطه‏ی اوج آن قرار دارد که سرمایی استخوان‏سوز دارد.(چار-چار عبارت است از چهار روز مانده به پایان چلّه کوچک؛یعنی 7 بهمن تا چهار روز گذشته از چلّه یعنی 14 بهمن) و جالب این که در این اعداد با چهار و چهارده چهل مواجهیم که با آواهای مشترک خود ،هم تقدس عدد چهل را می‏رسانند وهم در این جا هم نشان‏گر اوج سرماهستند.

از بحث خود دور نمانیم ،که شعر مقدمه‏ی متن، آن را به کمال بازگو می‏نماید؛یعنی با فرارسیدن 24 بهمن امید رهایی از سرما و دیدن بهاری دیگر در دل‏ها جوانه می‏زند.

امیدی که با فراهم شدن محیط ،برای چرای گوسفندان ،نوید زندگی پرشور دوباره را با خود به همراه دارد؛از این پس برف‏ها اندک اندک ،آب می‏شود ؛جوی‏ها روان می‏گردد و با نزدیک شدن روزهای قبل از عید ،برای بر تاب نشستن "مانی پیرک" و هیجان‏های خاص آن ،لحظه شماری‏ها آغاز می‏گردد.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۸۹ساعت 0:2 توسط حسن عادل خانی |