سفرنامه نوروزی(ق1)
یکی از برنامههای بسیار جذاب بازنشستگان و جوانان آمره در ایام نوروز 1390 پیادهروی و کوهنوردی صبحگاهی بود که به شکل خودجوش، سازمان یافته بود و هر روز بر تعداد شرکت کنندگان در این ورزش جذاب افزوده میشد.
از فواید این ورزش مفرح؛ علاوه بر شادابی روحیه و کسب سلامت جسمانی و روحانی ،بازدید از کوهها،تپهها ،درهها و نقاط فراموش شده اما بسیار جذاب و دیدنی بود که عقل و هوش انسان را میربود و گاهی نیز بیتوجهی به برخی از مزارع و مراتع آه از نهاد انسان برمیآورد.
این توفیق نصیب ما هم شد تا دو-سه روزی در معیت باجناق(حاج علی ملکیان) به اتفاق فرزندان،پس از نماز صبح برخی از مسیرهای کمعبورتر را بپیماییم و از طبیعت بکر،هوای تازهی بارانی ،زمین سرسبز پرسخاوت و چشمههای خنک کوهستان حظی توصیف ناشدنی ببریم؛و با تمام وجود به این حقیقت برسیم که اگر قرار باشد عمرمان لحظات مفیدی داشته باشد بیشک بخشی از آن همین لحظات بوده است.
در اولین روز طبیعتگردی ،بعد از ظهر یک روز دلانگیز به دره سینجیئک سری زدیم ؛

دره سینجیئک
سالهاقبل آن جا را دیدهبودم؛ چشمهی آبی داشت و دو – سه درختی دور نمای زیبایی به آن میبخشید ؛این بار نیز در جستجوی همان صفا قدم به دره نهادم؛

چشمهای باریک در ته دره جریان داشت و از دو درخت باقیمانده از روزگاران گذشته ؛یکی دچار حریق شده و آخرین قسمتهای تنهاش در حال از بین رفته بود و دیگری با کمری خمیده و شاخساری شکسته ،آخرین ایام عمر را میگذراند ؛
و ما با تمام وجود زبان به تحسین گذشتگان گشودیم که باز هم گلی به جمال ایشان که با کمترین ابزار، کاریز و قنات و نهری را حفر و احیا مینمودند و در کنارش درختی مینشاندند تا چشم و دل و تن خستهی راهگذران لحظاتی در کنارش آرام گیرد؛
و هزار افسوس برما که درختها و مراتع را به آتش میکشیم ، شاخهها را میشکنیم ،طبیعت را با زبالههایمان آلوده مینماییم ؛ در حالی که ژست شهری و درسخوانده و باکلاس بودنمان گوش فلک را کر کرده است.


بردر
خلاصه پس از توقفی کوتاه در هوایی کاملا بهاری که آمیزهای از ابر و مه و باران و تگرک بود راه بردر را در پیش گرفتیم و پس از توقفی کوتاه در کنار استخر و چشمهی بردر ، در میان هیاهوی تیهوها و کبکها و زاغچهها در کنار سد کاملا خشک و خالی از خُله وُرگ(سوراخ گرگ)عکسهایی گرفتیم و با یک دنیا خاطرهی زیبا به آمره بازگشیتم.

خُله وُرگ