السلام ای شاه مظلوم غریب السلام ای آیه امن یجیب
بسمه تعالی
صبح عاشورا است، موذن اذان صبح را سر داد. تک تک درب خانه ها باز می شد، صدای پای نمازگران که قدم زنان به سوی مسجد روانه می شدند به گوش می رسید.
امام جماعت نماز را اقامه کرد بعد از نماز دعای عهد خوانده شد. بعد از آن مردم به سوی حسینیه روستا روانه شدند. سکوتی سنگین فضا را پرکرده بود،گاه گاهی با سلام و صبح بخیر این سکوت شکسته می شد، درب حسینیه باز بود، آنان که ناتوانتر بودند هنگام بالا رفتن از پله ها با یک یاعلی(ع) یا یک یا حسین (ع) گفتن نیرو می طلبیدند، عشق به حسین بن علی(ع) مردم را صبح زود به تلاطم در آورد بود تا در کنار هم زیارت عاشورا را بخوانند، دعا خوانده شد، بعد از آن ذکر مصیبت توسط حاج محمد آقا جعفری خوانده شد، بعد از آن آقای ابراهیم پیشوا قسمتی از تاریخ کربلا را برای مردم بازگو کرد، مجلس بسیار سنگین بود و دلها همه روانه کربلا شده بود.
و بعد ... پذیرایی صبحانه
طولی نکشید صدای طبل ها و سنج ها از میدان روستا به صدا در آمد، پرچم ها و بیرق ها به دست نوجوانان بر افراشته شد، چه غریبانه نوجوانان پرچم ها را در فضا به حرکت در آوردند، نوای وای وای حسین (ع) وای به گوش می رسید، تو گویی که عرشیان می نگرند و با این دسته از مردم حسین(ع) حسین(ع) می گویند،
دسته نظم گرفت و آرام آرام به حرکت در آمد، به طرف کوچه های تنگ و باریک روستا، جوانی که اکو و بلندگو ی مداح را حرکت می داد خیلی به سختی ولی با عشق،دسته زنجیر زن در جلو حرکت می کردد، درب خانه ها باز می شد، بعضی خانه ها منقل اسفند برای عزاداران حسین ابن علی(ع) آماده می کردند بوی اسفند فضا را پر کرده بود، زمین خیس از نم باران و بوی کاهگل های خانه ها فضای دلنشینی را ایجاد کرده بود. کمی با فاصله، دو دسته سینه زن در دو دسته، اشعاری را سر می دادند، به این مضموم:
دسته اول:
عازم حسین(ع) گشته به سوی میدان دنبال او زینب(ع) شده پریشان
کودکان در نوا با ذکر یا ابا قربان رویت - قربان رویت
دسته دوم:
آهسته رو ای خسرو شهیدان گیرم به بالای سر تو قرآن
صبر کن یا اخا یکدمی از وفا بوسم گلویت - بوسم گلویت
بعد از این اشعار گاهی ذکر شان بود حسین(ع)، گاهی نام سقای کربلا حضرت عباس(ع)، گاهی نوحه ای ای با نام بی بی دو عالم حضرت زهرا(س) چه پر شکوه، چه بی ریا، پیر و جوان، خرد و کلان، بعضی با صلابت، بعضی با بغض در گلو و بعضی با قطره ای اشک روان به سینه می زدند و می گفتند: یک صدا حسین(ع). بعد از آن پرچمی در دست پیر غلامان امام حسین(ع)، همه کفن پوش دور هم را می گرفتند به یاد غربت و بازگشت ذوالجناح نوحه می خواندند و بر سینه و بر سر زنان از کوچه ها گذر می کردند و در طول راه اهالی روستا از دسته عزاداران پذیرایی می کردند، با کیک و شیر داغ.
سپس سینه زنان و زنجیر زنان و بیشتر اهالی روستا به طرف مزار روستا حرکت می کنند، در آنجا می خوانند فاتحه ای برای اموات و جمع می شوند کنار قبور شهدا، گویند خدایا بر پدران و مادران ما رحمت فرست که ما را با خاندان سید الشهداء آشنا کرده اند. دوباره باز می گردند به میدان روستا، آنجا که بوده حرکت اولیه از آنجا و می خواهند مزد عزاداریشان را، از خانم حضرت زهرا(س) و دعا می کنند و آمرزش می طلبند از خداوند جهان.
*ربنا بنما قبول این است توان ما*
تقدیم به روان پاک مادرم حاجیه خانم حمیده ماسری
روان مادرم شادان که عمری مرا در راه ایزد رهبری کرد
بگوشم نغمه توحید سر داد بجای مادری پیغمبری کرد
زهرا مخلصی 5-9-1391
"با تشکر از خانم مخلصی و درود خدا بر روان پاک تمام مادران آسمانی بویژه مادر ایشان"