:::: به بهانه اولین شب جمعه جاودانگیت و آخرین شب جمعه پائیز ::::

در روز بدرقه پدرت در خیابان چهارمردان قبل از عمار و یاسر سوار بر ماشین شد و چون نای.... صحنه غم انگیزی بود.

در گلزار شهدا توان ایستادن .... 

اما مادرت وقتی با صندلی چرخدار بر سر آرامگاه آمد فضای گلزار اندوهگین شد و شاید مادرت نای ....

خواستم بگویم چه خوب بود در میانسالی نمی .... دیدم راهت ناتمام می ماند و چگونه در شهرمان اینگونه عطر شهادت می پیچید. پس باید گمنام می ماندی تا ببینیم چون برای خدا بود گمنام ماندید و آنروز می آمدی تا بدانیم  امنیت و ایستادن ما مدیون شهدا، جانبازان، آزادگان، رزمندگان و خانواده های ایثارگران است. شما تمام راه را پیمودید و ما تمام بیراهه ها را .........

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۴ساعت 21:48 توسط علی مبشری |