تک چنار

من درختی بی خزانم، تک چناری پر بهارم

در زمستان هم بهار و صیف ها پر برگ و بارم

بر لب جوی روان و کنج مسجد خانه دارم

بر سر هر پیر و برنا سایه دارد شاخسارم

ریشه در خاک، سر بر افلاک، پر غرور و استوارم

زخمها بر تن بود از دوستانم یادگارم

عمر من افزون ز چند صد، شایدم باشد هزارم

بی مثالم، جلوه ای از قدرت پروردگارم....

حمیدرضا غفاریان  Hami

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۴ساعت 10:21 توسط علی مبشری |