باباها و خدّام

از آن‏جا که سخن گفتن از ماه مبارک رمضان و برپایی مراسم نماز،دعا،سخنرانی و... جز با فراهم شدن مقدمات و زمینه‏های کار،غیرممکن است؛ جا دارد که از زحمت‏کشانی نام ببریم که بیش‏تر مواقع یا دیده نمی‏شوند یا اگر هم مورد توجه باشند ؛ بیش‏تر هدف انتقاد یا توصیه و پیشنهاد قرار می‏گیرند؛لذا این نوشته سعی می‏نمایدبا تکیه بر محورسپاس‏گزاری و قدردانی به ذکر یاد و نام ایشان بپردازد.

اداره‏ی امور خرج و دخل مسجد و حسینیه یکی از وظایف خطیر این عاشقان گم‏نام بوده و هست ؛ایشان با استفاده از خوش‏نامی ،جلب اعتماد و نفوذی که در خیرین دارند تلاش می‏نمایند تمام مخارج جاری و عمرانی اماکن را تامین نمایند ،به گونه‏ای که حتی گاهی نزدیک‏ترین افراد به ایشان هم از نحوه‏ی تامین هزینه‏ها مطلع نمی‏شوند.

وظیفه‏ی دیگر ایشان هماهنگی برای برگزاری مراسم گوناگون از قبیل جشن‏ها،عزاداری‏ها ،دعوت عالم یا سخنران در مراسم مختلف به‏ویژه ماه مبارک رمضان(که بیش‏تر با پیشنهاد اهالی صورت می‏گیرد)،تهیه‏ی شکلات و شربت و شیرینی و کیک و دیگر پذیرایی‏ها ست.

رفت‏وروب مسجد و حسینیه و پاکیزه نگاه‏داشتن آن‏ها و تلاش برای فراهم نمودن محیطی آرام و دلپذیر از کارهای دیگری است که ایشان بر عهده دارند.(در این مهم بسیاری از براداران و خواهران جوان و علاقه‏مند به کمک ایشان می‏آیند.)

تزیین و چراغانی مسجد و حسینیه برای مراسم گوناگون از جمله سیاه‏پوش نمودن محرم و چر اغانی در جشن‏ها نیز از وظایفی است که ایشان دهه‏ها ست که عاشقانه به آن اشتغال دارند.

تامین مواد و وسایل گرمایشی و سرمایشی ( در گذشته تامین چوب و نفت برای بخاری در زمستان‏هاو امروزه تامین هزینه‏ی لوله‏کشی گاز و خرید بخاری و پرداخت قبوض گاز،آب و برق) و در تابستان‏ها تهیه و نصب پنکه‏ی سقفی از دیگر وظایف ایشان است.

 برقراری نظم و انضباط و سکوت جلسات به‏ویژه در میان بچه‏سال‏های مجلس،خرید و تامین انواع ظروف ، دیگ ،اجاق گاز، پرده،پارچه‏های عزاداری،سیستم‏های صوتی،ساعت،لامپ،سماور،قند و چای،خرید فرش و شستشوی آن،تعمیر و تعویض وسایل فرسوده و... از جمله ده‏ها کار دیگری است که شاید اصلا به چشم نیاید اما نبود هر یک از آن‏ها خللی در کار ایجاد می‏کند که اعتراض ها را در پی خواهد داشت.

مسجد و حسینیه آمره از دیرباز شاهد سرپرستی شیفتگان گم‏نام بسیاری بوده که فقط نام تعدادی از ایشان که در دوره‏ی متاخر حضور داشته‏اند در ذهن‏ها باقیمانده است و حتی معمرین هم بیش از این به یاد ندارند ؛ وبلاگ آمره ضمن زنده نگه داشتن یاد و خاطره‏ی ایشان و طلب مغفرت برای برای تک‏تک این بزرگواران ،پس از مراجعه به آگاهان و دست اندرکاران فقط توانست به نام افرادی که حدود صد سال گذشته در این امور اشتغال داشته‏اند دست پیدا کند.

باباها: مرحومین علی اکبر مخلصی(اکبر جان)،حسن آقامیرزا(حسن شفیع)،کربلایی مرتضی آقا میرزا ،حاج خانعلی آقامیرزا، و هم اکنون مصطفی آقامیرزا . 

سرخیر و کمک بابا:مرحوم حاج حسن ملکیان،هم اکنون حاج حسین ملکیان   

چای‏ریزها:مرحومین غلامرضا (احتمالا )حاج حسینعلی (معروف به غلامرضا دا مروارید)،اکبر جان و شهباز مخلصی ،حاج  عباس اسحاقیان،مشهدی محمدحسن مبشری  و هم اکنون احمد اسحاقیان.

چای پخش‏کن ها:مرحومین اسدالله غفاریان، قاسم‏علی(احتمالا) برخورد(برادر خانم‏ها کشور و سکینه برخورد).دایی رمضانعلی صفری.

خدّام: ملاحبیب غفاریان،حسین امینی.

آشپز: مرحومین احمدآقا و حسین حاج حسینعلی ،هم اکنون حاج حسن احمدی.

اما حکایت پاسماوری‏های مراسم ماه رمضان و محرم هم در نوع خود شنیدنی و زیباست؛

از جمله نقل می‏شود که یکی از حاضران مجلس ،مدام از کیفیت چای و جوشیده بودن آن گلایه‏مند بود و از کربلایی عباس می‏خواست تا بیشتر حواسش را جمع کند که چای نجوشد و ایشان هم تاکید داشت که چایش تازه‏دم است ؛اما مورد قبول واقع نمی‏شد ،

تا این که کربلایی عباس تصمیم می‏گیرد ثابت کند که فرد گلایه‏مند چای‏شناس نیست؛ بنا بر این یک‏شب چای را جوشانده  و کنار می‏گذارد و دو شب بعد هم همان چای را می‏جوشاند و شب سوم به فرد معترض ندا می‏دهد که امشب چایی آورده‏ام که بی‏نظیر است اگر چای‏شناسی بیا  ،بنوش و نظر بده؛

از قضا وقتی فرد مورد نظر چای سه شب جوشیده و کهنه را می‏نوشد فریاد تشکر و احسنت برمی‏دارد که اگر چای هم در جهان است فقط همین است و بس ؛و واقعا این چایت بی‏نظیر بود؛

این زمان است که کربلایی عباس ماجرا را برایش بازگو می‏کند و حکایتش برای روزگاران باقی می‏ماند.

گذشته از موارد تاریخی امروزه تقریبا تمامی جوانان در امر رتق و فتق امور یاور مسجد و حسینیه هستند که ذکر نام تمام ایشان مقدور نیست زیرا هر کس کار را بر زمین ببیند به یاری برمی‏خیزد(خداوند همگان را اجر دهد. )

(منبع بخش اسامی:آقایان حاج علیرضا آقا جعفری،حاج عربعلی حاج حسینعلی،مصطفی آقامیرزا)

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم شهریور ۱۳۸۹ساعت 22:12 توسط حسن عادل خانی |