زقّ آوَّه zaqq- aww-a: زه‌آب، آب باریک و اندکی که تراوش یا نشت کند.

در کتاب کلیله‌ودمنه در حکایت مطوّقه می‌خوانیم:

 

"موش چون مطوقه و یارانش را در بند بلا دید "زهاب" دیدگان بگشاد و بر رخسار جوی‌ها براند و گفت ای رفیق موافق تو را که در این بند بلا افکند؟"

چنان که دیدید زهاب در معنی چشمه، سرچشمه در کنار جوی با فعل بگشاد به کار رفته زیرا سرِ چشمه را می‌گشودند تا آب جریان یابد.

 

این واژه زیبا، در گویش آمره به شکل فوق تغییر آوایی یافته و ماندگار شده است.

این واژه در گویش آمره، مونث است.

 دکتر حسن_عادلخانی 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۵ساعت 21:40 توسط علی مبشری |